|
برگی از دفتر آفرینش را باز می کنی، نوشته است: "هر روز بامداد لحظه ای چند آرنج خود را بر پنجره ی آسمان بگذار و دیده بر چهره ی پروردگار خویش بدوز سپس با تصویری که از این دیدار در دلت نقش بسته است نیرومند و استوار برای روبرو شدن با یک روز دیگر به پیش رو" شاعری ناشناس(1) و می بینی که اولین رکن آفرینش "نیایش" است، یعنی نام بردن از زیباییها؛ یعنی نیاز ها را برشمردن. غافل می شوی، می بینی چیزی از نظام جهان پیشی نمی گیرد، راست می گویند که آدمی محصور در اندیشه ی خویش است و بالاتر رفتن از قدرت فکر برایش ناممکن... تلاش می کنی از غفلت خارج شوی ولی کاری پیش نمی رود، می فهمی راه حل تلاش نیست. گرچه تلاش مقدس است، افکارت را متمرکز می کنی... موسیقی گوش نواز Phillip Glass یاد صحنه های زندگی توام با استرس ناشی از خوش بینی را زنده می کند،(۲) در برگ برگ اندیشه های " هاروکی موراکامی" همراه با "کافکا تامورا" (3) اندیشه های ژرفی را جستجو می کنی تا گریزگاه باشند، همه اینها در نوع بشری خود بی نظیرند اما جواب گوی این حس زیبای تو نیستند. یاد جمله ی موریس مترلینگ می افتی: "سعادت جاودان هم شبیه به عمر جاودان است، و بعبارت دیگر بدبختی جاودان؛ واقعا اگر امروز خداوند از شما بپرسد که چه می خواهید چه پاسخ خواهید داد؟ " (4) یاد دفتر آفرینش می افتم. .................................................................................................................................. (1) در قلمرو زرین – دکتر حسین الهی قمشه ای Morning vision Every morning lean thine arms awhile Upon the window sill of heaven And gaze upon thy lord. Then, with the vision in thy heart, Turn strong to meet thy day. (Unknown Author) (2) Phillip Glass - The hours soundtrack (3) کافکا در کرانه – هاروکی موراکامی (4) اندیشه های یک ذهن بزرگ – موریس مترلینگ
|
About![]()
Archivesمهر 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 Links
سعید و بهرنگ |