تبليغاتX
نسیم اندیشه - شیدا

نسیم اندیشه

 

 

 

هر نفس آید و افسون تو بر یاد کشد

رنگ رخسار تو را بیند و فریاد کشد

 

دل شیدای من امشب طلبد روی تو را

"تو" بیا کز غم تو این همه بیداد کشد

 

آسمان یک نظر افکند به سیمای تو تا

نقش زیبای تو بر پیکره ی باد کشد

 

غافل از صید خراباتی ویرانی که

انتظار می و جان از خم صیاد کشد

 

دل که در وادی تو کسوت شاگردی داشت

طرح بی حاشیه از صورت استاد کشد

 

وعده ی مهر نشد مرهم شیدایی که

رنج هجران تو از دوری میعاد کشد

 

عطر گیسوی تو شد محبس مجنونی تا

ناز بی زمزمه زین لیلی آزاد کشد

 

دل این سایه گذر کرد به افلاک ولی

درد جانکاه ز یک اختر دلشاد کشد

+نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت1:34توسط سایه شمع | |