|
"گذشته را بخشیدیم، از نو آغاز کن*..." نبخشیدیم تا از نو آغاز کنی، بخشیدیم شاید معنی آغاز را درک کنی، خود را کنار بگذاری و ببخشی... خدایا، سخت است بر این دل. کاش طعم این لحظه ها دانستنی بود؛ طعم یک جا نشستن و تنها فکر کردن، شبی ارجمند تا بدانی. آری، شاید شب شکرگزاری*، شکر بازگشت، شکر تفکر در آیاتی که بارها به سراغشان رفته ام و توشه ای نداشتم؛ شبی برای بهترین انسان ها، در قالب بهترین کتاب، در بهترین شب* شاید شب سرنوشت*، خواه باور کنم یا هم چنان مردد باشم که سرنوشت در تک تک همین شب ها نهفته است، خواه عالم باش و بیندیش نشانه ای را که در پشت این شب نهفته است و خواه... شبی تا قیامت*’** تا بیندیشی نزول راز نیست، سرنوشت،نمادسازی و هدایت راز برتری است؛ برتری یک شب. یافتن زمانی مقدس برای امری مقدس* باز هم فکر، نزول ملائکه تا بنگری ارزش انسانی که جایگاه نزول است. بر آنکه بر فرمان خدا پیشی نمی گیرد، کار محوله را انجام می دهد، اطاعت مطلق دارد از "خدایش" و نافرمانی نمی کند*. و حال آماده ای برای نشانه ی آخر؛ سلامی برای تو، لطفی به منزله ی برکت. شبی که وسوسه موثر واقع نشود*. از جنس فکر، در جهت فکر و به رنگ سلامت فکر*... و همه این ها را گفتم تا تلنگری باشد به خویشتن که چه می کنم در لحظه های بی قدر، رنگ تفکری که شبی را قدر بخشید، چقدر رسوخ کرده در کالبد حیات روزمره؛ این بار نگاشتم تا تنها یادآور باشم برای آینده ای که طلوعش در گرو همین لحظه های با تفکر است. آینده ای که نشانه ها دارد از رنگ لیاقت بودن در دامن شب قدری دیگر و به آسانی می تواند اسیر بی قدری باشد. اما این بار نه... یک بار دیگر برای همیشه! * تفسیر نور
|
About![]()
Archivesمهر 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 Links
سعید و بهرنگ |