تبليغاتX
نسیم اندیشه

نسیم اندیشه

  

20033945.jpg 

"گذشته را بخشیدیم، از نو آغاز کن*..." نبخشیدیم تا از نو آغاز کنی، بخشیدیم شاید معنی آغاز را درک کنی، خود را کنار بگذاری و ببخشی... خدایا، سخت است بر این دل.

      کاش طعم این لحظه ها دانستنی بود؛ طعم یک جا نشستن و تنها فکر کردن، شبی ارجمند تا بدانی.

آری، شاید شب شکرگزاری*، شکر بازگشت، شکر تفکر در آیاتی که بارها به سراغشان رفته ام و توشه ای نداشتم؛ شبی برای بهترین انسان ها، در قالب بهترین کتاب، در بهترین شب*

     شاید شب سرنوشت*، خواه باور کنم یا هم چنان مردد باشم که سرنوشت در تک تک همین شب ها نهفته است، خواه عالم باش و بیندیش نشانه ای را که در پشت این شب نهفته است و خواه...

     شبی تا قیامت*’**  تا بیندیشی نزول راز نیست، سرنوشت،نمادسازی و هدایت راز برتری است؛ برتری یک شب. یافتن زمانی مقدس برای امری مقدس*

     باز هم فکر، نزول ملائکه تا بنگری ارزش انسانی که جایگاه نزول است. بر آنکه بر فرمان خدا پیشی نمی گیرد، کار محوله را انجام می دهد، اطاعت مطلق دارد از "خدایش" و نافرمانی نمی کند*.

     و حال آماده ای برای نشانه ی آخر؛ سلامی برای تو، لطفی به منزله ی برکت. شبی که وسوسه موثر واقع نشود*. از جنس فکر، در جهت فکر و به رنگ سلامت فکر*...

 

    و همه این ها را گفتم تا تلنگری باشد به خویشتن که چه می کنم در لحظه های بی قدر، رنگ تفکری که شبی را قدر بخشید، چقدر رسوخ کرده در کالبد حیات روزمره؛ این بار نگاشتم تا تنها یادآور باشم برای آینده ای که طلوعش در گرو همین لحظه های با تفکر است. آینده ای که نشانه ها دارد از رنگ لیاقت بودن در دامن شب قدری دیگر و به آسانی می تواند اسیر بی قدری باشد. اما این بار نه... یک بار دیگر برای همیشه!

 

* تفسیر نور

** تفسیر برهان

+نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت3:54توسط سایه شمع | |